صبورى / ناصح / ظهير
ديباچهء مصحح 33
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )
عصر زنديان به شمار است ، جز چند اشارهء كوتاه به سيستان ، سخن ديگرى به ميان نمىآيد « 1 » . غفّارى ، اشاره مىكند كه محمّد حسين خان سيستانى در اين روزگار ، بر بم و نرماشير فرمان مىراند و محمّد صادق خان زند در صدد بود با كمك او يزد را گرفته و سپس لشكرى گرد آورده و به كريم خان يورش برد « 2 » . مجمع التّواريخ كه متنى مربوط به آغازين سالهاى سدهء سيزدهم هجرى قمرى / نوزدهم ميلادى است ، از سيستان بيشتر در پيوند با رويداد برافتادن صفويان سخن به ميان مىآورد « 3 » . اين اشارهها بيشتر برگرفته از آثار پيشيناند و هيچ خبر جديدى دربارهء اوضاع سيستان در اين روزگار ندارند . در مجمل التّواريخ كه اثرى مفصّل در تاريخ زنديان است ، به شورش سيستان در عصر نادر شاه افشار اشاره شده است « 4 » . همو اشارهاى نيز به محمّد حسين خان سيستانى دارد . « 5 » از ميان نويسندگان و مورّخان روزگار فرمانروايى زنديان ، نويسندهء تاريخ گيتىگشا توجّه بيشترى به شرق و سيستان دارد . نخستين اشاره او مربوط به شورش سيستان در سالهاى پايانى زندگانى نادرشاه است . او از « زابلستان » ،
--> - سيستان و بلوچستان حتّى در دولت صفويان و سلطنت نادرشاه نيز كه آنجا را به صورت منبع نيروى انسانى [ براى ] قواى خويش مىنگريست هرگز به حالت مؤثرى به تصرّف حكومتهاى مذكور در نيامده بود . نگاه كنيد به : جان . ر . پرى : كريم خان زند ، تاريخ ايران بين سالهاى 1747 - 1779 ، ترجمهء على محمّد ساكى ، نشر فراز ، تهران 1365 ، ص 294 . همو اشاره مىكند كه مرزهاى طبيعى كوير لوت قلمروى فرمانروايى زنديه را از سرزمين دودمان افشاريه كه از مدّتى قبل در خراسان تابع احمد شاه درّانى بودند ، جدا مىكرد . ( ص 294 ) . اين نظريّات البتّه قابل مناقشه است . ( 1 ) . ابو الحسن غفارى كاشانى ، گلشن مراد ، به كوشش غلامرضا طباطبايى مجد ، انتشارات زرّين ، تهران 1369 ، ص 100 ، 521 . ( 2 ) . همان ، ص 521 . ( 3 ) . ميرزا محمّد خليل مرعشى صفوى ، مجمع التّواريخ در تاريخ انقراض صفويّه و وقايع بعد تا سال 1207 هجرى قمرى ، به كوشش عبّاس اقبال آشتيانى ، سنايى ، طهورى ، تهران 1362 ، ص 19 ، 21 ، 53 و 76 . ( 4 ) . ابو الحسن بن محمّد امين گلستانه ، مجمل التّواريخ شامل وقايع و رويدادهاى سى و پنج ساله بعد از نادر شاه ، به كوشش مدرّس رضوى ، چاپ سوم ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1356 ، ص 10 . ( 5 ) . مجمع التّواريخ در تاريخ انقراض صفويّه و وقايع بعد تا سال 1207 هجرى قمرى ، ص 345 .